الشيخ أبو الفتوح الرازي
213
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
معنى [ آيت ] ( 1 ) هر دو لايق است . * ( إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ ) * ، اگر كردمانى جز آن كه ما نكرديم و نكنيم ، براى آن كه اين معنى بر ما روا نيست اين نكنيم . * ( بَلْ نَقْذِفُ ) * ( 2 ) ، بل حق را بر باطل زنيم تا مغز از او بر آرد . * ( فَإِذا هُوَ زاهِقٌ ) * ، كه بنگرى زاهق ( 3 ) ذاهب ( 4 ) باطل باشد ، و اين بر سبيل تشبيه گفت ، يعنى حجّت ما شبهت مبطلان را چنان غالب و قاهر باشد كه اگر تجسّم ( 5 ) شود بر مغز او آيد و دماغ و دمار از او بر آرد . * ( وَلَكُمُ الْوَيْلُ ) * ، واى شما را از اين وصف كه خداى را مىكنى و بر او روا مىدارى از زن و فرزند و لهو و لعب ! * ( وَلَه مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، آنگه گفت : هر چه در آسمان و زمين است خداى راست ، و ملك ملك ( 6 ) اوست ، و در حوز ( 7 ) تصرّف اوست تا چنان كه خواهد مىدارد و مىگرداند . * ( وَمَنْ عِنْدَه ) * ، و آنان كه نزديك ( 8 ) اواند از فرشتگان به معنى رفعت منزلت ، نه به معنى قرب مسافت . * ( لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِه ) * ، استكبار و استنكاف نكنند و بزرگى ننمايند از عبادت و پرستش او . * ( وَلا يَسْتَحْسِرُونَ ) * ، قتاده گفت معنى آن است كه : خسته نشوند ، من قولهم : بعير حسير اى كليل معيي ، و قال علقمه : بها جيف الحسرى فامّا عظامها فبيض و امّا جلدها فصليب ابن زيد گفت : ملال نيايد ( 9 ) ايشان را ، كعب گفت : سهل آيد بر ايشان چنان كه چشم بر كردن بر ما سهل آيد . و بعضى دگر گفتند : * ( لا يَسْتَحْسِرُونَ ) * ، اى لا يطلبون الحسر و هو الكشف ، و ( 10 ) من قولهم : حسر عن ذراعيه اذا كشف عنه ( 11 ) ، يعنى آن عبادت كه مىكنند دشخوار ( 12 ) ندارند تا با كسى مانند كه كارى سخت خواهد كردن آستين فاتر كند .
--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد . ( 2 ) . آط ، آج ، لب ، آز بالحقّ . ( 4 - 3 ) . آب ، آز و . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : مجسّم . ( 6 ) . آط ، آب ، آز : و ملك . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : حرز . ( 8 ) . آب ، آز : به نزديك . ( 9 ) . اساس : آيد ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 10 ) . ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 11 ) . كذا ، در اساس و همهء نسخهها ، اگر مرجع ضمير « ذراعين » باشد ، عنهما مناسب است . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : دشوار .